امید به زندگی



همیشه رفتن رسیدن نیست. ولی برای رسیدن باید رفت. در بنبست، راه آسمانی باز است. پرواز بیاموزیم....



بازگشتی دوباره....... یکشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٦۱۱:٤٤ ‎ق.ظ

 مواظب پاره آجر باشید

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت . نا گهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد . مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد . و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است . به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد . پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادی فلجش از روی صندلی چرخ دار به زمین افتاده بود جلب کند . پسرک گفت : " اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش افتاده بود و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم . برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم ." مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذر خواهی کرد . برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گران قیمتش شدد و به آرامی به راهش ادامه داد.

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند .

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند . اما بعضی وقت ها زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم ، او مجبور می شود که پاره آجری به سمت ما پرتاب کند . این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یا نه !

 

 سنگی که کم شد

یکی از بزرگترین بناهای تاریخی شهر کیوتو ، یک باغ است . محوطه ای که از پانزده سنگ تشکیل شده است .

باغ اصلی ، شانزده سنگ داشت . بنا به داستان ، همین که باغبان کارش را تمام کرد ، از امپراتور خواست که از باغ دیدن کند.

امپراتور گفت : "عالی است . زیباترین باغ ژاپن است و این سنگ ، زیباترین سنگ باغ است"

باغبان بی درنگ سنگی را که امپراتور پسندیده بود ، از باغ برداشت و بیرون انداخت.

بعد به امپراتور گفت :" حالا این باغ کامل و هماهنگ است . هیچ عنصری در آن ، متمایز از بقیه عناصرش نیست و هر کس آن را می بیند ، از هماهنگی کامل آن لذت می برد "

باید  همچون زندگی ، تمامیت یک باغ را در نظر گرفت. اگر شیفته ی یکی از جزئیات شویم ، تمام جزئیات دیگر ، زشت به نظر می رسند.

خدايا منا ببخش.. پنجشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٦۸:۳٦ ‎ب.ظ

سلام

اومدم پستما پاك كردم.

چون مي خوام از اين به بعد يه جوره ديگه زندگي كنم.

چون فهميدم اين دنيا و آدماش حتي ارزش غصه خوردنم ندارن.

چون فهميدم ......

 

ديگه غصه مشكلاتما نمي خورم.

چون يكي را دارم خيلي دوسم داره، مي دونم كه تنهام نمي ذاره، هميشه تو مشكلات كنارمه، همونيه كه تو بيوگرافيم نوشتم، خدا.

خدا همه بندهاشا مورد آزمايش قرار مي ده، يه موقع ما بندها وسيله آزمايش ديگرون مي شيم، يه موقع هم ديگرون وسيله آزمايش ما مي شن.

 

خدايا از اينكه براي لحظه اي فراموشتم كردم منا ببخش.

خدايا از اينكه يادم رفت چقدر نعمتهاي قشنگي بهم دادي و من عوض اينكه شكر اونا را به جا بيارم، به گله و شكايت مشكلاتم پرداختم، منا ببخش.

خدايا از اينكه، از طريق يه دوست خوب يادم آوردي كه چقدر دوسم داري ازت ممنونم.

خدايا تو تنها كسي هستي كه همه جا در همه وقت در كنارمي.

خدايا منا به حال خودم وامگذار.

 

خدايا خيلي دوست دارم.

 

 

 

از اينكه پست قبليم، (كه پاكش كردم) باعث مكدر شدن خاطر بعضي ازدوستان شده بود معذرت مي خوام.